کد خبر 87183
۱۲ مهر ۱۳۹۰ - ۰۰:۰۰

حسرت مادر شهیدی که به همراه وصیتنامه‌اش دفن شد

حسرت مادر شهیدی که به همراه وصیتنامه‌اش دفن شد

تهران _ حیات یکی از نعمت‌های بزرگ دین اسلام، نعمت شهادت است و یاد و خاطره شهدای هشت سال دفاع مقدس میراث تمام نشدنی و ماندگار برای بهره‌گیری همه نسل‌ها به ویژه برای نسل جوان و آینده‌ساز کشور خواهد بود. واگویه‌های مادر شهیدی که در ذیل می‌خوانید تذکری برای کسانی است که از یاد شهدا غافلند. برگزاری یادواره ‌٤٢ شهید روستای جوشقان از توابع بخش نوبران ساوه بهانه‌ای شد تا به این روستا رفته و در آن مراسم شرکت کنم. در ابتدای ورود به مسجد جامع محمد رسول‌الله (ص) روستای «جوشقان» نمایشگاه عکس و کتاب دفاع مقدس برپا شده بود و مقابل چادر نمایشگاه نیز سنگری که تداعی‌کننده روزهای جنگ بود حال و هوای خاصی به مراسم بخشیده بود. یکی از جلوه‌های ویژه این مراسم معنوی، حضور پیرزنی سالخورده بود که بعدا فهمیدم مادر شهید است و بر روی سنگر مقابل چادر نشسته و عکس شهیدش را به همراه تمثال امام راحل و مقام معظم رهبری بر روی دست گرفته بود و مرتبا به شرکت‌کنندگان در یادواره شهدا خوش آمد می‌گفت و با ورود هر فردی به مراسم به دفعات می‌گفت «خوش آمدید، به مجلس شهدا خیلی خوش آمدید، زحمت کشیدید». گفتن این جملات مرا به سوال واداشت. نزدیک‌تر رفتم و پس از سلام و احوالپرسی وقتی دیدم اطلاعیه مراسم ختم فرزند شهیدش «شهید حجت‌الله ملک‌لو» را در دست دارد فهمیدم که مادر شهید است . خودش را "ام‌لیلا جوانمرد" معرفی کرد و در پاسخ به این سوال که چرا با وجود اینکه چند ساعتی به مراسم مانده است اینجا نشسته و خوش‌آمد می‌گوید، گفت: من هر چند وقت یکبار خواب پسر شهیدم را می‌بینم. یکبار که خواب دیدم به من گفت: مادر، هیچ وقت برای من گریه نکن و اصلا ناراحتی نکن و هر موقع برای من مراسم می‌گیرند حتما به آنجا برو و دم در بایست و به میهمانان من خوش‌آمد بگو. امروز هم که برای شهدای این روستا و فرزند شهیدم در این مسجد مراسم گرفته‌اند خواستم به سفارش پسرم عمل کنم و خواسته او را عملی کنم چون می‌دانم او نیز همراه من به میهمانانش خوش آمد می‌گوید و الان هم ناظر بر صحبت‌های من و شماست. پسرم ورزشکار رزمی بود و در چندین مسابقه هم مقام آورده بود. مقید به انجام واجبات و شرکت در نماز جماعت بود. به همه احترام می‌گذاشت و در کارهای خیر شرکت می‌کرد. حالا دیگر گریه امانش نمی‌دهد و با وجود اینکه به پسر شهیدش قول داده بود گریه نکند بی‌اختیار چشم‌هایش بارانی می‌شود و من و همراهانم نیز تحت ‌تأثیر این سخنان این مادر قرار می‌گیریم که می‌گوید: همه مادران شهدا از فرزندان خود یک یادگاری دارند و آن وصیت‌نامه شهیدشان است اما من در حسرتم. چرا که پسرم وصیت‌نامه‌اش را با خود به جبهه برد و بعدا فهمیدم که به همراه وصیتنامه‌اش که در لباسش بود، دفن شده است. حجت‌اله ملک‌لو متولد دوازدهم دی‌ماه سال ‌٤٢ است که پس از طی دوران آموزشی خدمت سربازی همراه تیپ لشکر ‌٢٨ کردستان در منطقه جنوب در عملیات‌های مختلف شرکت کرد و پس از طی ‌١٤ ماه خدمت در تاریخ ‌٢/١٢/١٣٦٣در جزیره مجنون به شهادت رسید و به جرگه جوانان گلگون کفن پیوست و پیکرمطهرش در گلزار شهدای بهشت زهرا(س) تهران به خاک سپرده شد. یاد و خاطره‌اش گرامی باد. پایان پیام

برچسب‌ها